صفحه ها
دسته
لینک برو بچ خودمون...!
دم دستی√↓←→↑√
لینکم در پارسی وبلاگ


بچتیم ؛داد؛کام
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 191231
تعداد نوشته ها : 85
تعداد نظرات : 161
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

 

تو از عبور جاده ها مرا بهانه کن فقط به رنگ عاشقانه مرا بهانه کن فقط
 
من از عبور جاده ها نشانی تو خوانده ام تو بیا و با دلت مرانشانه کن !
دسته ها : عشقولانه...
جمعه اول 9 1387

 

  

 همه دنیا رو گشتم یه چیز پیدا کنم که لایق اون باشه

حیف که چیزی پیدا نکردم تا با تمام وجود تقدیمش کنم

تنها چیزی که دارم عشق نا قابل من به او هست

از همین جا بهش میگم خیلی دوستت دارم وجودم 

این گلو بهش تقدیم میکنم ...

اون خودش برام مثه گله ولی امیدورام عمرش مثه گل نباشه 

 

 

دسته ها : عشقولانه...
جمعه بیست و چهارم 8 1387
می خشکه آب دریا ها خراب میشه همه راه ها
اگه کشتیم ما امروزو می میرن همه فردا ها
قیامت می شه ما با هم نباشیم 
نمی چرخه فلک از هم جدا شیم 
دیگه روزی نمی مونه که شب شه
دیگه عاشق کجاست تا جون به لب شه ! ؟
همه رودخونه ها بی آب
شکسته قامت مهتاب
برای این دل عاشق تموم زندگی در خواب 
تموم جنگلا خالی یا سیل برده یا خشکسالی
غم گلهای خشکیده ز هم دنیای پاشیده ...
میفته چرخ از گردون
می ره خورشید توی زندون
می ریزن سنگا از کوها 
بوی غم میده شب بوها
قیامت می شه ما با هم نباشیم ...
نمی چرخه فلک از هم جدا شیم ...
زمین و آسمون دور میشن از هم
میشینه گرد غم بر روی عالم
میفته از چرخ از گردن ....
زمان و ساعتش وامیسته از کار
طبیعت از طبیعت میشه بیکار
دیگه روزی نمی مونه که شب شه 
دیگه عاشق نمی مونه تا جون به لب شه
نمی بینم دیگه قشنگیا رو
سیاه مبینه چشمام رنگیا رو
به چشم من که این جوره
تو که نیستی چشام کوره
مثه آب رو آتیشه
تو که باشی دنیا خوب میشه ...
 
 
This is writehand of my love
 
 
I LOVE HER VERY MUCH
her name is
 
دسته ها : عشقولانه...
يکشنبه دوازدهم 8 1387
کاشکی اون لحظه آخر،اشکامو تو دیده بودی

که شاید دلت می سوختو،حالا تو نرفته بودی

حالا بی تو پر دردم،پرتردیدمو و وحشت

بی تو بودن خیلی تلخه،مثه مرگه توی غربته

همه شبهای بی تو،اشک حسرت تو چشامه

من که باورم نمیشه،شایدم خوابی باهامه!

می دونم برنمی گردی،می دونم دوستم نداری

تو دوری از من،من خزونم،تو بهاری

کاشکی هرلحظه که نیستی،ببینی چقدر ضعیفم

که شاید دلت بسوزه،واسه این قلب نحیفم

بی تو بودن مثه مرگه،مثه مردن توی خوابه

عزیزم،تنهایی سخته،مثه عشق بی جوابه

اما تو رفتی و حالا،دیگه هیچکی رو ندارم

مثه ابرای بهاری،شب و روز دارم می بارم

می دونم عشقت بزرگه،حتی از سرم زیاده

می دونم دلم کوچیکه،طاقت درد نداره

اما عاشقی همینه،اولش خبر نمی ده

واسه مردن پیش چشمات،اون اجازه نمی گیره

رفتی اما تا همیشه،دل بهونتو می گیره

بی وفایی اما قلبم،همیشه واست میمیره


دسته ها : عشقولانه...
جمعه دهم 8 1387

مـن تمـام هـستی ام را در نبـرد بـا سـرنـوشـت 

در تـهاجـم بـا زمـان آتـش زدم ؛ کـشـتـم
 
من بهـار عـشق را دیـدم ولـی بـاور نـکردم 

یـک کـلام در جـزوه هـایـم هـیـچ نـنوشـتم

من زمقصـدهـا پی مقصـودهـای پـوچ افـتادم

تا تمـام خـوبها رفتـند و خـوبی مـانـد در یـادم

من به عشـق منتـظر بـودن همـه صـبر و قـرارم رفـت 

 

 

و حالا من خزونم چون!!!

بـهــــارم رفـــت 
عشقـــم مــــرد
یـــــــــارم رفـت

  

دسته ها : عشقولانه...
جمعه سوم 8 1387
X